
با سلامی دوباره
پیرو کامنتی که یکی از همراهان پیج برایمان گذاشت، بهانهای شد تا برایتان از قیمت کتابها نیز بگویم. دو دیدگاه کلی در گروه پیش آمد که بد ندیدیم تا با رویکردی متفاوت از هر دوی این دیدگاهها بنویسیم:
گروه اول ـ هزینه تأمین نیازهای اولیه مردم افزایش یافته و کسی هم نمیتواند قیمتها را کاهش دهد؛ در شرایطی که صدای مردم از افزایش قیمت در همه زمینهها، بلند شده، ناشر نیز از این قاعده مستثنا نیست و تلاش میکند قیمت محصول خود را مطابق با سایز هزینهها تغییر دهد. با این حال و با توجه به وضعیت اسفبار کتابهایی که اخیراً چاپ شده، تنها باید با تأسف گفت، همین که ناشرین به فکر بهبود کارشان باشند نیز باید خدا را شکر کرد. کیفیت مسئله جدی است که متأسفانه امروز کمتر در کتابها دیده میشود و این موضوع کلافهکننده و آزاردهنده شده. تعداد زیادی از مردم به گرانی کتاب اعتراض دارند، اما مسئله مهم کیفیت آن است. با توجه به این کیفیت، بله؛ قیمت بالای کتابهای عامهپسند حتی ناعادلانه به نظر میرسد.
گروه دوم ـ وقتی شما برای خرید یک لباس معمولی اقدام میکنید، نه فقط کیفیت، بلکه تن خور، جنس پارچه، نوع دوخت و ... آن نیز برایتان مسئله است. در کتاب هم علاوهبر محتوا، باید شکل و کیفیت ظاهری اثر، ارزش قیمت آن را داشته باشد. بله، دیگر نمیتوان همانند چند سال قبل، انتظار کتابی با قیمت ده تا پانزده هزار تومان را داشت؛ اما یک کتاب با رنج قیمت 50 تا 60 هزار تومان هم که با یک دست خواندن، ورق ورق شده و از شیرازه خارج شود، نیز به درد مخاطب نمیخورد.
گروه اول ـ کتاب هم مانند سایر اقلام موجود در جامعه گران شده است؛ اما مسئله دیگری که وجود دارد، بیتوجهی مردم به اهمیت کتاب در زندگی آنهاست. با این حال قیمت کتاب برای قشرهایی از مردم گران است و باید برای آن چارهای اندیشید. علاوه بر این، صرفاً کیفیت ظاهری مهم نیست؛ متأسفانه برخی از کتابهایی که امروزه چاپ میشوند، از نظر محتوا حتی ارزش ورق زدن هم ندارند و بسیاری از کارهای نتی، در برابر آنها، چند سر و گردن بالاتر است. ناشر نباید هر کار کمارزش و بیارزشی را چاپ کند. کار خوب و با کیفیت حتی اگر در فضای مجازی نیز تکثیر شده باشد، باز هم مخاطب خود را داشته و جایش در کتابخانهها خالی است. رمانهای دالان بهشت، برزخ اما بهشت و ... چند اثر دیگر هستند که نسخههای نتی آنها موجود است، اما این مسئله تأثیری در چاپهای متعدد این آثار نداشته است. دلیل این امر چیست؟ صرفاً یک روایت عاشقانه؟ یا جمع شدن جمیع جهات در به وجود آمدن یک اثر موفق؟!
گروه دوم ـ بله درست است؛ البته غمانگیز است که سطح سلیقه مخاطب نیز جای سؤال بسیاری در استقبال از برخی آثار نشان میدهد. متأسفانه برخی نیز در ظاهر تعریف یک اثر را میکنند، در پشت سر، چه فغانهایی که برای یک کار بسیار سطح پایین از زبانشان میشنوی. مخاطب امروز ما باید کمی از این حالت سرگرمی صرف خارج شده و به کتاب و مطالعه، به عنوان یک موضوع هدفمند اما همراه با سرگرمی نگاه کند. تا زمانی که مخاطب تنها به دنبال قصهای عاشقانه و اروتیک، همراه با اشکالات عنصری در قصه باشد، وضع همین است که هست. مخاطب ما باید سطح سلیقه خود را بالا ببرد تا ناشر نیز بیشتر این وظیفه و تعهد را در خود ببیند که از نظر محتوا و فرم ظاهری، محصول با کیفیتی را به مخاطب عرضه کند. (البته این را هم باید گفت که وظیفه اصلی ناشر این است و یک ناشر متعهد و موظف، نباید به انتظار ذائقه مخاطب باشد؛ ناشر نیز در جهتدهی به خوراک مخاطب و شکلگیری سلیقه وی نقش بسیار مهمی دارد.) همچنین متأسفانه هنوز در فرهنگ ما استفاده از خرید و فروش نسخههای الکترونیکی باب نشده و مردم هنوز ترجیح میدهند تا جایی که ممکن است از نسخههای رایگان استفاده کنند؛ در حالیکه ناشرین میتوانند در گام نخست، از کتابهای پرفروش گذشته استفاده کرده و فروش نسخههای اینترنتی آن را در نرمافزارهای خاص خوانش و فروشی مانند فیدیبو راهاندازی کنند. حتی برای احتیاط میتوانند با استفاده از برنامهنویسی مناسب، بخشی از تالارهای خود را به فروش نسخههای اینترنتی کتابهایشان در فضای مجازی اختصاص داده و کتاب را در فضای تالار خود و با استفاده از ID، Password و حتی IP مشخص و تعریفشده اختصاص دهند.
گروه اول ـ این پیشنهاد خوبی است؛ اما باید بپذیریم هنوز بسیاری از مردم ما به خرید اینترنتی اعتمادی ندارند. علاوهبر این، غالب مردم ما هنوز تمایل عجیبی به استفاده از نسخههای رایگان دارند و تا زمانی که کتاب رایگان در فضای مجازی وجود داشته باشد، ترجیح میدهند بیتوجه به محتوای مناسب و یا نامناسب آن، از این کتابها استفاده کنند. متأسفانه این مسئله در حوزه فیلم و کتاب بیشتر دیده شده، و مردم ما اغلب برای هزینه فست فود و رستورانهای مختلف و ... با این مشکل مواجه نیستند. همچنین مخاطب باید توجه داشته باشد که قیمت مواد اولیه کتاب، اعم از کاغذ، مقوا، زینگ، چسب، لیتوگرافی و ... گران است و ناشر برای به ثمر رسیدن یک اثر مراحل مختلفی را سپری میکند؛ اگرچه حقیقت این است که قیمت تمامشده کتاب، گاهی اصلاً با مواد به کار رفته و محتوا و کیفیت اثر همخوانی ندارد و متأسفانه سود نابجایی در این میان وارد جیب ناشرین میشود، اما مخاطب باید بپذیرد کتاب نیز مانند سایر اقلام موجود در جامعه، گران شده و یک کتاب با کیفیت، قیمت معقولی خواهد داشت. البته متأسفانه اخیراً همانطور که گفته شد، وضعیت کیفی کتابها به هیچ وجه خوب نیست و برای مخاطب تبدیل به محصول یکبار مصرف شدهاست.
گروه دوم ـ باید به ناشر حق داد، اما ناشر نیز باید انصاف را رعایت کند. کار خوب صرفاً محتوا و نام نویسنده نیست؛ یک اثر موفق، نیاز به محتوای معقول و مطلوب، نویسنده کاربلد، اثر تمیز و ویراستاریشده، یک نمونهخوانی دقیق و ... و در نهایت کیفیت ظاهری مناسب دارد. مردم ما مدام دم از قیمت بالای کتاب میزنند، اما هنوز برای بسیاری از آنها کتاب تبدیل به اولویت نشده و زمانی که به سراغ کتابفروشی میروند و قیمت کتابی را 50 یا 60 هزار تومان میبینند، در ذهن خود قیاس میکنند با این هزینه میتوانند چند روسری و شلوار و ... بخرند! و این جای تأسف دارد. کتاب، به عنوان غذای روح، هنوز جایگاه خود را در خانوادهها نیافته و اغلب مردم ما هنوز هم در پی رفع نیاز جسم هستند و کمتر به تقویت و تجهیز روح فکر میکنند.
گروه اول ـ البته نباید از شرایط اقتصادی مردم هم غافل بود. ناشر باید بداند که من مخاطب از سایر خواستههای خود چشمپوشی میکنم تا محصولی فرهنگی خریداری کنم؛ پس انتظار دارم که این محصول با کیفیت بوده و دوام و بقا داشته باشد. چند درصد از آثار امروز با استانداردهای نرمال به مخاطب ارائه میشود؟ جالب این که گوش شنوایی برای نقد نیست و وقتی تریبونی برای نقد نباشد، وقتی یک دست باشد و صدایش به گوش ناشر نرسد، کمکم این وضعیت عادی شده و در سکوت و به ناچار مخاطب به آن تن میدهد. در حالیکه ارائه یک اثر استاندارد، وظیفه ناشر است. قرار نیست که مانند بسیاری از کالاهای چینی بیکیفیت بازار، محصولی با زیبایی مصنوعی و تقلبی ظاهری به دست مخاطب برسد اما حتی به یکبار خواندن نیز دوام پیدا نکند. ناشر باید بداند مخاطب امروز برای پولی که میدهد، جنس چینی نمیخواهد. مخاطبی که با شرایط اقتصادی امروز، تن به خرید کتاب 50-60 هزار تومانی میدهد، قطعاً قصد حمایت از محصول و تولیدکننده ایرانی دارد و ناشر در مقام تولیدکننده است. نمیتوان از مخاطب خواست هزینه کرده و حمایت کند، اما ناشر بدون پشتیبانی مناسب، جنس نامرغوب و بیکیفیت به دست وی بدهد. امروز شاهد آن هستیم ک برخی از آثار نتی به قدری از نظر محتوا خوب هستند که مخاطب نام آنها را بیشتر از برخی از نویسندگان چاپی میشناسد و حتی خود ناشرین نیز اقدام به همکاری با نویسندگان آنها کردهاند. در چنین شرایطی، ناشر باید هشیارانه راهی برای حفظ توجه مخاطبش پیدا کند، وگرنه در مدت کوتاهی، طیفی از مخاطبین خود را از دست خواهد داد، آن هم در شرایطی که وضعیت کیفی کتابهایش (از هر جهت) مخاطبی را جذب نمیکند.
گروه دوم ـ کتاب هم مانند یک فیلم دارای عناصر متعددی است. فیلمی که خوب بفروشد، اعتبار بازیگر، کارگردان، تهیهکننده و سایر عوامل تولید است. در کتاب نیز این اتفاق میافتد؛ برای موفقیت و دیده شدن یک کتاب باید همه شرایط در کنار هم جمع شوند. نمیتوانند صرفاً به محتوای جذاب یک کتاب، نام یک نویسنده کاربلد، یک ویراستاری مناسب، نام یک ناشر معتبر و ... کفایت کرد. برای ساخت یک کتاب خوب، باید به کیفیت شکلی آن نیز توجه داشت و از این مسئله غافل نشد.
برچسب:
نویسنده: ستایش ابراهیمی