
مدتی است به این فکر افتادهایم که در کنار نقد کتاب، برایتان از المانهایی بگوییم که در نقدهای خود از آن استفاده میکنیم. بر همین اساس، با شور اعضای گروه، به این نتیجه رسیدیم برای شروع کار، نکاتی از شکل و فرم اثر برایتان بگوییم تا در این میان علاوه بر ناشرین و دستاندرکاران نشر کتاب، مخاطبین نیز با حقوق خود آشنا شده و در حد و انتظار هزینهای که میکنند، انتظار یک اثر باکیفیت داشته باشند. حرفهایی که نهتنها حرف دل ما، که حرف دل بسیاری از کتابخوانها و دوستداران کتاب است.
حتماً و لطفاً اگر بخش خاصی در کلیت یک کتاب مدنظرتان بود و دوست داشتید در مورد آن صحبت کنیم، آن را با ما در میان بگذارید، از پیشنهادهای شما استقبال میکنیم و منتظر نظرات ارزشمندتان هستیم.
اگر پیگیر نقدهای ما در پیج نقد آر naghd.r@ بوده باشید، قطعاً دیدهاید که ما به موضوع طرح جلد و عنوان اثر در بخشی جداگانه میپردازیم و این مسئله را با موشکافی موردتوجه قرار میدهیم. هدف از این مسئله چیست؟ همه ما میدانیم که یک عنوان مناسب، گاهی بخش مهمی از معرفی یک کتاب را به دوش کشیده و در جذب مخاطب اثر شگرفی دارد. اما طرح جلد چطور؟ عنوان کتاب معمولاً در حوزه اختیارات نویسنده است و بعدها در نقد ساختار قصه، به آنهم خواهیم پرداخت؛ اما در مورد طرح جلد چه فکر میکنید؟ یک طرح جلد مناسب که باعث جذب شما به اثر شده و در طول استفاده شما از یک کتاب، همچنان کیفیت خود را حفظ کند، باید دارای چه مؤلفههایی باشد؟ ما بهعنوان مخاطبین همیشگی و حرفهای رمان عامهپسند معتقدیم طرح جلد مناسب باید دارای چند ویژگی مهم باشد.
طرح جلدی مناسب است که با محتوای قصه همخوانی داشته و بخشی از پارامترهای قصه در آن موردتوجه قرار گرفته باشد. در حوزه رمان عامهپسند در حال حاضر چند ناشر مطرح فعال هستند که هر یک از این ناشرین، رویکرد خاصی را در طرح جلد دنبال میکنند، اما به جرأت میتوان گفت جز یکی از ناشرین که از حدود یک سال قبل، محور طراحی جلد خود را به محتوای قصه تغییر داده، در اغلب مواقع شاهد نمونههای بسیار ضعیفی از طراحی جلد از جهت همترازی محتوایی با موضوع قصه هستیم. ناشری، صرفاً حجم عظیمی از رنگ را با کمترین ایدهپردازی، زیر و روی طرح جلد را با حجم عظیمی از رنگ انباشت کرده و تنها در قابی از روی صفحه جلد، تصویر مبهمی را ارائه میدهد که بعضاً هیچ نشانهای از آن را نمیتوان در متن قصه دید. ناشر دیگری به دنبال طرح جلدهای عاشقانه میرود و بیتوجه به اینکه چه ارتباطی بین این طرح و موضوع قصه وجود دارد، آن را به من و شمای مخاطب ارائه میدهد. ناشر دیگری با بیدقتی کامل، گویی طرح جلد، رفع تکلیفی است تا بتوان اثر را در شکل و قامت کتاب به گیشه رساند، به دنبال این مسئله میرود. خوب چه نیاز به این طرح و شکل؟! جای آنیک ورق مقوایی ساده هم قرار بگیرد، حرمت و شأن مخاطب نیز حفظ خواهد شد. مسئله این است، به همان اندازه که نویسنده، ناشر و سایر دستاندرکاران حوزه صنعت چاپ محق هستند، مخاطب نیز در قبال هزینهای که برای خرید یک کتاب پرداخت میکند، برای داشتن کتابی باکیفیت مناسب صاحب حق است. پس چرا تا به این اندازه تفاوت در رویکرد وجود دارد؟ یک طرح جلد مناسب و البته لزوماً بارنگهای شاد و بهاصطلاح جیغ، باید قدرت جذب مخاطب کم آشنا به این حوزه را داشته باشد. طرح جلد باید، هم برای مخاطبین کهنهکار و هم برای کسانی که هنوز کاملا به این سبک آشنا نیستند جذاب باشد؛ وگرنه که نویسندگان کهنهکار و شناختهشدهای مانند حمزه لو، مهریزی مقدم، منجزی، بهارلویی، مودب پور، خیری، صیدی و... صاحب سبک شده و مخاطبین همیشگی خود رادارند. طرح جلد مناسب باید مخاطب بیتفاوت را اسیر قصه و خرید کند. متاسفانه برخی از ناشرین با تصور اینکه برای مخاطب، نشر و نویسنده نام آشنایی شدهاند، در طراحی طرح جلدهای مناسب اهمال زیادی از خود نشان میدهند.
ناشر باید به دنبال طرحهایی باشد که ضمن ارتباط نمادی با محتوای قصه، مخاطب را نیز به اثر جذب کند. مخاطبی که نام پوراصفهانی را نشنیده، با نام خالوغلی آشنا نیست، از زهره مرشدی کتاب نخوانده و پریسا حسینی را نمیشناسد، اغلب به دنبال جذابیت بصری، کتاب را به دست میگیرد. یک طرح جلد مناسب اینجاست که نقش معناداری در جذب مخاطبین تازه، بازی میکند. ناشر که نباید همیشه امیدش به مخاطبین قدیمی و وفادار باشد؛ پس جذب مخاطب جدید چه؟ پس کتابخوانهای تازهکار چه؟ مگر بخشی از هدف و حیات زندگی ناشرین به کتابخوانی گره نخورده؟!
حال ناشر عزیز فقط به یک کتاب ورق زدن صرف، قانعید یا هدفتان جذب مخاطب بهسوی این سبک و تبدیل آنها به مخاطبین حرفهای و خریدار همیشگی است؟
چند درصد از ناشرین ما طرح جلد را هم در کنار سایر مولفههای یک اثر موفق، تأثیرگذار میبینند؟
چند درصد از معدود ناشرین فعال در این حوزه به طرح جلد به عنوان صورت یک اثر که باید بذای مخاطب جذابیت بصری داشته باشد فکر کرده اند؟ قطعا این مساله در بازاریابی نیز موثر بوده و هم رضایت مخاطب خود را در پی خواهد داشت.
چرا امروز طرح جلدهای ما کم رنگ و لعاب است و اگر هم طرحی عاشقانه روی کتاب مینشیند، غالباً طرحی اقتباسی از فیلمهای عاشقانه قدیمی است؟! چرا طراح در جریان قصه قرار نمیگیرد تا بداند چه طرحی مناسب با موضوع کتاب است؟ یک سوال مهم تر؛ طراح جلد امکان ارتباط با نویسنده را برای خلق یک اثر متناسب با محتوا دارد؟
رنگ و افکت مناسب در طرح جلد، قطعاً در جذب مخاطب بسیار تاثیرگذار است و مخاطب حتی در تکرار خوانشهای خود نیز طرح جلد پیش چشمش میآید. طرح جلدی که با ترکیب رنگی نامناسب، هریک از المانهای کتاب را در تصویری محو به تصویر کشیده و بخش بسیار زیادی از طرح جلد رو و پشت کتاب، به پخش رنگ بدون هیچ طرحی اختصاص داده، صرفاً رنگ کتاب را در ذهن مخاطب متبادر خواهد داد؛ نه آنچه دیده و نه آنچه مرتبط با کتاب است. طرح جلد باید خوش رنگ و لعاب، با نمادهایی از موضوع کتاب و طرحهایی با قدرت ماندگاری ذهنی باشد.
از موضوع طرح جلد که بگذریم، بحث کیفیت این طرح جلد نیز یکی از دغدغههای روز مخاطب است.
یک طرح جلد مناسب و با کیفیت باید دارای چه ویژگیهایی باشد؟ شما با چند بار خواندن کتاب انتظار از شکل و قیافه افتادن کتاب خود را دارید؟ البته که منظور ما در این بخش رعایت احوال کتاب نیز هست؛ اگر کتابدوست باشید و بسیار سفارش کتابهایتان را در وقت امانت بکنید، پس از چند وقت انتظار از ریخت و قیافه افتادن کتابتان را دارید؟
متاسفانه قریب به اکثریت کتابهای موجود در بازار، از کیفیت جلد پایینی برخوردارند. قطعاً برای ناشر هزینه در پی دارد؛ اما استفاده از جنس مرغوب، دوام و بقای طرح جلد را افزایش خواهد داد. تا به حال به این فکر کردهاید که چرا طرح جلد کتابهایمان پس دو سه بار مطالعه از شکل و قیافه میافتد و پس از آن با ترس و لرز باید به سراغشان برویم؟ حتی بعضا کتاب جدید را هم با ترس و لرز ورق می زنید مگر ورقها از شیرازه خارج شود؟
کیفیت جلد نیز از مقوا و فوم روی جلد بگیرید تا رنگ و لعاب جلد که باز در نوع خود همانطور که پیشتر گفته شد، اثرگذار است.
خلاصه یا پارگراف اثرگذار از دیگر مولفههایی است که در انتخاب یک اثر برای مخاطب مهم است. یک پارگراف منحصربفرد و یا شاخص در اثر که میتواند تفکر خاصی از قصه را به مخاطب دهد. انتخاب حق مخاطب است و نباید با ایجاد فضای مبهم، مخاطب را گمراهی کشاند و اثری را به دست وی داد که طالب آن نبوده و با سلیقهاش جور نیست. همه ما خوب میدانیم حتی در ایام نمایشگاه که اوج کاری ناشرین است نیز فروشندگان فعال در غرفههای فروش کتابهای عامهپسند، از محتوای همه کتابها آگاه نیستند و احتمال فروش خطا و خلاف سلیقه مخاطب بسیار زیاد است. بماند که در کشور ما و در صنعت چاپ به ندرت شاهد گارانتی بودهایم.
وجود یک پارگراف شاخص و اثرگذار، یا خلاصهای از آنچه که در کتاب میگذرد، هم به مخاطب فرصت انتخاب مناسب میدهد و هم ناشر از خرید رضایتبخش مخاطب، سود درازمدت خواهد داشت.
نکته دیگری که ذکر آن بیمناسبت نیست و ما آن را در قالب پیشنهادی به ناشرین ابراز میکنیم، درج قیمت کتاب بر پشت جلد است. قطعاً قیمت بالای کتاب در وضعیت فعلی اقتصادی کشور، برای بسیاری از مخاطبین مهم بوده و یکی از مؤلفههای بعضا حیاتی در انتخاب کتاب به شمار میرود. درج قیمت بر پشت جلد، دسترسی مخاطب به این پارامتر را تسریع بخشیده و از ورق زدن بیهوده کتاب به شکل مکرر میکاهد. اگرچه بسیاری از مخاطبین از جمله اعضای این گروه، در خرید کتاب معتقد به ورق زدن صفحات آن و رصد پارگرافهایی از یک قصه برای درک شرایط کلی داستان در کنار سایر المانهای انتخابی مانند نام نویسنده، ناشر، ویراستار و... است. این مسئله در کار برخی از ناشرین رعایت میشود؛ ما نیز به عنوان مخاطب حرفهای، ضمن تأیید این شیوه، معتقدیم این روش مناسب میتواند در سایر انتشارات نیز رواج یافته و به رضایتمندی بیشتر مخاطب ختم شود.
نکاتی که مطرح شد، بخشی از مولفههای مهم در یک طرح جلد مناسب است. نظر شما چیست؟ در طرح و عنوان یک کتاب، چه مواردی به چشمتان میآید؟ چقدر دوست دارید نام طراحان خوش ذوق و صاحب نام را پای طرح جلدها و یا در صفحه شناسنامه کتابها ببینید و حتی برایتان لحظه خرید کتاب مهم باشد؟
منتظر دیگر کپشنهای ما در سایر حوزههای فرم و شکل کتابهای رمان باشید.
پی نوشت: تصویر مورد استفاده، تزئینی است و هدف خاصی در انتخاب طرح جلد کتابی خاص مدنظر نبوده است.
پیج ما در اینستاگرام: نقد رمان عامه پسند
برچسب:
نویسنده: ستایش ابراهیمی